خرید بک لینک

در من کسی باز یاد تو افتاد، امشب

بانگی تو را، از درونم صلا داد، امشب

من بیتو، امشب دلم شادمان نیست اینجا

بیمن تو هر جا که هستی دلت شاد، امشب

چشم تو روشن که افروخت بعد از چه شبها

یادت چراغی در این ظلمت آباد، امشب

دیوار ذهنم پر از سایههای گذشته است

افتاده بر یک دگر شاد و ناشاد، امشب

یک سایه از تو که گوید: «قرار ملاقات،

نزدیک آن بوتهٔ سبز شمشاد، امشب!»

یک سایه از من شتابان سوی سایهٔ تو

با هم مگر سایهها راست میعاد امشب؟

با آنچه رفته است یاد تو یاد خوشی نیست

با این همه کاش، صبحی نمیزاد امشب

uf0a3

در ذهنم ای چهرهات بهترین یادگاری!

زیباترین شعرم ارزانیات باد امشب

موضوعات مرتبط: شعر

برچسب: آنچه,رفته,خوشی,نیست, نویسنده: آریا فراهانی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 15:24

صفحه بندی